|sweet love|

فیک تهیونگ. ❣️

pt:¹⁹

【عشق شیرین】


چند روز دیگه که آلفا بشم هیچکس نمیتونه به گرد پام برسه.

تهیونگ : باشه حالا اینقدر غر نزن خرگوش کوچولو برای معذرت خواهی که ملاجت آوردم تو دهنت امشب به کسی نمیگم

حالا بگید اینجا چیکار میکنید؟!

شین هه : اومدیم ستاره هارو ببینیم

تهیونگ : خب خوبه منم اومده بودم زیر سقف آسمان غذا بخورم

رفتم چراغ پشت بام زدم که دهن دوتاشون به کیوت ترین حالت باز مانده بود.

کل پشت بام با گل و گیاه تزئین شده بود، یه آلاچیق وسطش بود با صندلی و میز

دور تا دور هم ریسه آویزان کرده ‌بودند

خیلی فضای زیبایی رو ایجاد کرده بود یه تلسکوپ هم بود!!!

ا.ت: وایییییییی اینجا تلسکوپ هم داره، دیدی گفتم بیا بریم بالا جوجه احمق،اینجا فوق العاده است.

با عشق داشتم نگاهش میکردم و با ذوق کردنش ذوق میکردم.

تلفنم زنگ زد غذا رو آورده بودند، غذا رو تحویل گرفتم رفتم پیش اون دوتا وروجک که سر تلسکوپ دعواشون شده بود.

تهیونگ : خب دعوا نکنین بیاید اول غذا بخوریم من معذبم تنها شروع کنم

خب خرگوش کوچولو اسم تو رو میدونم ولی شما نه، اسم شما چیه امگا؟

_ اسم من پارک شین هه..آلفا ممنون که بهمون فرصت دادید اینجا رو ببینیم.

میشناختمش جفت یونگی اما برای اینکه شک نکنند از کجا میشناسمشون باید ادا در بیارم.

خوشبختم شین هه امیدوارم امشب بهتون خوش بگذره.

زیر لب غرغر خرگوش شنیدم که میگفت اگه تو نبودی بیشتر خوش میگذشت

خوبه غذا مرغ سوخاری و جوجه چینی زیاد سفارش داده بودم.

تهیونگ: اون کیسه چیه؟

شین هه: آبجو سفارش داده بودیم زیر ستاره ها بخوریم

تهیونگ: خرگوش کوچولو مگه تو ۱۸ سالت شده؟

ا.ت: چند روز دیگه میشه، چه فرقی میکنه، اصلا دلم میخواد الان بخورم!!

واقعا خیلی کیوت و لجبازِ دوست دارم وقتی اون لباش از عصبانیت غنچه میکنه رو بخورم.

خب بچه ها بیاید شروع کنیم غذا سرد میشه...

بعد مدت ها واقعا داشت بهم خوش میکذشت وای خیلی بامزس ا.ت،

اولین بار آبجو میخوره ظرفیتش دو تا شات بیشتر نبود.

ا.ت: میدونی مستر کیم باید چشمات بدی به من ببرم، آخه یعنی چی این چشما باید برای من باشه،


تازه نقاشی هم ازش کشیدم میخوام نشونت بدم ببینی من قشنگ تر از خودت کشیدم‌

بعد بلند شد اومد یه پاش انداخت اونور پام و نشست رو به روی من..

به زور جلو خودم گرفتم تا نرمی ب.ا.س‌.ن.ش، من بی جنبه رو سیخ نکنه.

یهو با دستاش دو طرف صورتم رو گرفت و با اون چشمای خمار عسلیش با دقت نگاه میکرد.

گفت: چطور یه آلفا انقدر خوشگل و خوش هیکل و جذابِ تو حق منو خوردی.

منم از این هشت پک ها میخوام و بعد دستش گذاشت رو شکمم.

هیسی از درد کشیدم ب.ا.س.ن.ش دقیق رو دیکم بود و این حرکتش باعث شد بیشتر ت.ح.ری.ک بشم

شرط پارت بعد ۲۵ لایک ❣️❤️


لایک ها زیاد باشه بیشتر میزارم🫂
دیدگاه ها (۵)

|sweet love|

|sweet love|

|sweet love|

|sweet love|

love Between the Tides³⁴شب برگشتم خونه ا/ت: تهیونگ تهیونگ: ت...

love Between the Tides³⁰چند دقیقه بعد تهیونگ به سرعت رفتم سم...

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط